
آرام بگیر
بلوط تنهای کهنسال
کوچ نشین ها
هر بهارو پائیز از راه میرسند.
در خنکای سایه ات
پیاله ای مینوشند
وبه راه می افتند
آرام بگیر

مندیر راه
کبک بی قرار لاله های واژگون
جای جای این جاده
طنین انداز دی بلال ایلی است
که باد
درعبور از رودها و دشتها
از دل تخت سنگ ها
مینوازد.
کاظم جدایی
برچسب: نویسنده: مریم اسدی تاريخ: پنجشنبه 25 تير 1405 ساعت: 11:39

باد بادکی
به روسری اش آویخته بود
ابرها

نهنگی سفید زائیدند
آسمان سوتی کش دار کشید
و
بازی تمام شد.
برچسب: نویسنده: مریم اسدی تاريخ: پنجشنبه 25 تير 1405 ساعت: 11:39

پنجره ها
از خیابان گذشته بودند
عقربه ها
از اعداد دوازده گانه

سال ها از پی هم
انتظار همیشه به خط پایان نمیرسد.
وصندلی های قرمز پوش
میدان فردوسی
میزبان خوبی برای ملاقات های دونفره نیستند.
برچسب: نویسنده: مریم اسدی تاريخ: پنجشنبه 25 تير 1405 ساعت: 11:39

پیشانی اش را
به خاک مالید

مجالی برای فکر کردن نبود
پیشانی اش را نشانه رفت
وبعد
ماشه را کشید.
برچسب: نویسنده: مریم اسدی تاريخ: پنجشنبه 25 تير 1405 ساعت: 11:39